ما معمولا در انتخاب کلمه دقت کمی داریم و در مواقعی که می‌خواهیم چیزی بنویسیم یا صحبتی کنیم از کلمات بجای یکدیگر استفاده می‌کنیم. کلماتی که فکر می‌کنیم در دل خود یک معنا دارد ولی با هم تفاوت بسیاری دارند.

به همین دلیل است بضی اوقات از کلماتی مثل گپ، گفتگو و مذاکره بجای یکدیگر استفاده می‌کنیم.

تکنیک و تاکتیک نیز از آن کلماتی هستند که خیلی بجای هم استفاده می‌کنیم.

البته تعداد این کلمات کم نیست، فکر می‌کنم اگر به کلماتی که در یک روز استفاده می‌کنیم، دقت کنیم، خیلی از این کلمات داریم.

معمولا تکنیک و تاکتیک در کنار استراتژی معنی دقیق‌تری پیدا می‌کند.

اگر بخواهیم استراتژی را کنار تاکتیک تعریف کنیم‌، استراتژی مفهومی کلان‌تر و بلندمدت‌تر است ولی تاکتیک مقطعی و کوتاه‌مدت‌تر.

مثلا اگر تیم ملی فوتبال را در نظر بگیریم، استراتژی می‌تواند قرار گرفتن جز بهترین تیم آسیا و راهیابی به جام جهانی و صعود از گروه مقدماتی باشد.

تاکتیک نسبت به استراتژی عمق کمتری دارد، تاکتیک راه‌های رسیدن به اهداف استراتژی را مشخص می‌کند. مثلا در همین مثال فوتبال، تاکتیک بازی مقابل هر تیم می‌تواند متفاوت باشد اما در هر بازی در راستای محقق کردن اهداف استراتژی که همان صعود به جام جهانی است تلاش می‌کنیم.

تکنیک کوچک‌ترین واحد مهارت و یادگیری است.

دریبل زدن، سانتر، ضربه ایستگاهی کوچک‌ترین مهارتهای فوتبال هستند.

اینکه انتخاب کنیم هر کدام از این مهارت‌ها را چگونه کنار هر قرار دهیم و چه زمانی از آن استفاده کنیم تاکتیک را مشخص می‌کند.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *