در گذشته نگاه ساده و خطی به کسب‌وکار داشتم. یعنی نحوه شروع کسب‌وکار برای من به اینصورت بود که ابتدا از بیزنسی خوشت می‌آید، بعد برایش طرح کسب‌وکار مینویسی، بعدا فاز اول را شروع میکنی، بعد مشتری خودش
می‌آید ، بعد فروش میکنی و کم‌کم رشد میکنی. همینقدر ساده و احمقانه!

بعدا کمی با فضای کسب‌وکار آشنا شدم و به این نتیجه‌ رسیدم که نگاه به کسب‌وکار هیچ وقت نمی‌تواند خطی باشد، بلکه شبیه یک کلاف پر از گره هست.

ابتدا کمی از کلاف را باز می‌کنی و میرسی به یک گره، آنجا باید گره را باز کنی و جلوتر بروی تا برسی به گره بعدی. چیزی که در نهایت در دست خواهی داشت یک رشته نخ صاف، بدون گره و تروتمیز است. رشته نخی که با باز کردن دونه دونه گره‌ها به دست آمده است نه با اتو کشیدن.

نگاهم به یک دیجیتال مارکتر خوب نیز دقیقا به همین صورت است.

با یک دوره سئو، سئو مستر خوبی نمی‌شویم، با یک دوره ادوردز هم ادوردز منیجر خوبی نمی‌شویم.

به نظرم دیجیتال مارکتر خوب کسی هست که با تمام مفاهیم دیجیتال مارکتینگ آشنایی دارد اما فقط در یک موضوع دارای درک و بینش عمیق‌تری باشد. چیزی که به عنوان مدل T می‌شناسیم.

کسی که سئو کار می‌کند باید با تولید و خلق محتوا آشنا باشد، استراتژی محتوا بفهمد، با مسائل فنی و HTML آشنایی داشته باشد، تاثیر تبلیغات بر سئو را درست تشخیص دهد. اما در نهایت چیزی که خواهد بود یک سئو مستر مسلط هست نه یک استراتژیست محتوا و نه یک طراح وب سایت.

 اگر یادگیری دیجیتال مارکتینگ را تازه شروع کرده باشم، ابتدا می‌روم مفاهیم پایه دیجیتال مارکتینگ را یاد می‌گیرم و خودم را در قلمرو ادبیات دیجیتال مارکتینگ قرار می‌دهم.

از ابتدا به حرفه‌ای شدن فکر نمی‌کنم بلکه سعی می‌کنم با هر چیز جدیدی که در این حوزه می‌شنوم از هر طریقی اطلاعات جمع‌آوری کنم تا بیش‌تر یاد بگیرم، هر چند سطحی و کم عمق.

خوبی این روش اینست که کورکورانه خود را در مسیر یک حوزه قرار نمی‌دهم، بلکه با هر حوزه کار می‌کنم، قلمرو یادگیری در هر حوزه را توسعه می‌دهم و بعد از مدتی انتخاب خواهم کرد که به کدام حوزه علاقه و استعداد بیش‌تری دارم و سپس آن را به صورت تخصصی ادامه می‌دهم.

سرعت تغییرات در دنیابی دیجیتال بسیار زیاد است، دیجیتال مارکتر خوب بهتر است توانایی آپدیت بودن را داشته باشد تا با حرکت پرشتاب دنیای دیجیتال همگام باشد در غیر اینصورت فقط با شش ماه آپدیت نبودن باید جای خودش را به کسی که با آخرین دانش بازاریابی مجهز هست عوض کند. تلخ هست ولی حقیقت دارد.

اگر نگاهم به دیجیتال مارکتینگ کم کم به سمت حرفه‌ای‌گری میل کند، دانش بازاریابی خودم را افزایش می‌دهم، نه فقط بازاریابی دیجیتال.

متاسفانه در حال حاضر دیجیتال مارکتینگ به توانایی استفاده از ابزارها خلاصه شده. هر کس با ابزارهای بیشتری کار کرده باشد، دیجیتال مارکتر بهتری خواهد بود.

در واقع اپراتورهای استفاده از ابزار هستیم تا یک بازاریاب!

این نگرش تا سطح کارشناس جواب می‌دهد ولی برای یک مدیر بازاریابی دیجیتال که باید نگاه کلان‌تر داشته باشد و در نقش استراتژیست بازاریابی ظاهر شود زیاد کارساز نخواهد بود.

بنابراین برای یک مدیر بازاریابی دیجیتال، فهم بازاریابی مهمتر از تعداد ابزارهایی است که با آنها کار کرده.

معتقدم دیجیتال مارکتینگ تنها یک بخش از بخش‌های سازمان هست که وظیفه‌اش تحقق اهداف کلان سازمان و تحقق اهداف کلان بازاریابی هست. هر چقدر هم که به ابزار و مفاهیم دیجیتال مارکتینگ تسلط داشته باشیم اما استراتژی بازاریابی اشتباه چیده شده باشه موفق نخواهیم شد بلکه صرفا اپراتورهای استفاده از ابزار هستیم تا بازاریاب.

7+
  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin

1 نظر در حال حاضر

  1. سلام
    خیلی با نظراتتون موافقم. دقیقا باید با همه حوزه ها آشنایی داشت و کار کرد و بعد در یک حوزه متخصص شد. اینطوری درک بهتری از کلیت کار داری و اتفاقا کسی هم از حوزه های دیگه نمیتونه کار رو به اصطلاح بپیچونه، چون میدونه به کارش تسلط داری. عالی بود

    1+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *